المحقق الأردبيلي
63
اصول دين ( فارسى )
نزد عقل . و در نقل - كه قرآن و حديث باشد - نيز هست مثل قوله تعالى أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى . . . « 1 » ؛ يعنى : « آيا كسى كه هدايت داشته باشد و عالم باشد به حق بهتر است كه تابع او شوند مردمان و تحقيق حق از او كنند يا كسى كه هدايت و علم ندارد تا كسى او را هدايت و علم تعليم كند ؟ پس چگونه حكم مىكنيد در اين » ، شما كه صاحب عقليد ؟ يعنى معلوم است و عقل حكم مىكند كه اوّل بهتر است و ردّ و خلافش مكابره و عناد . و عاقل آن است كه خود را از تقليد و تعصّب معرّا و دور سازد و نگويد كه علما و مشايخ سابق چنين رفتهاند ، البته ايشان غلط نكردهاند و همچنين پدر ما ؛ چه غلط بر غيرانبيا و ائمهء هدى جايز است باوجود آنكه احتمال تقيه و بازى خوردن از شيطان و دنيا نيز دارد ؛ چه الحال معلوم است كه پادشاهان در كمال ظلمند ، باوجود آن مردم نزد ايشان مىروند و ملازمت ايشان اختيار مىنمايند و مطيع ايشان مىشوند و اگر مرد صالحى ايشان را بگويد كه تابع ظالم مشويد ، از وى نمىشنوند بلكه ظالم را تعظيم و دعا مىكنند و آن مرد صالح را مذمّت و تشنيع مىكنند و اگر ظالم بفرمايد كه آن صالح را بكشيد ، فى الفور به قتلش مىرسانند . و اين بسيار واضح است و قراين بر اين بيشمار و رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد .
--> ( 1 ) . سورهء يونس ( 10 ) : 35 .